تا آسمان را برایم نقاشی کند و
دریا را که همزاد من است.
اگر انتخابی بود شقایق را تنها گل عاشقی می دانستم.
اگر انتخابی بود غربت را رنگ می کردم
رنگی که بوی مادرم را بدهد،بوی خاطرات.
اگر انتخابی بود خودم را کبوتری می کشیدم
که پر می کشد تا پایان خاک و زمین.
اگر انتخابی بود روزنامه را تنها آواز خوان می نامیدم
تا آزادی را به هفت دهان چهچه بزند.
اگر انتخابی بود فقر را پاک می کردم
جنگ را پاک می کردم
حسد را پاک می کردم
خشم را پاک می کردم
نفرت را پاک می کردم
غربت را پاک می کردم
و
آبی را صدا می زدم
تا جهان را رنگ بپاشد...